پستــ ثابــــــــت...
بـــ ـه نـــ ـآم خـــ ـ ـ ـدا!!
به وبلاگ انجمن علمی شیمی دانشگاه ایلام خوش آمدید..

بـــ ـه نـــ ـآم خـــ ـ ـ ـدا!!
به وبلاگ انجمن علمی شیمی دانشگاه ایلام خوش آمدید..

آزمایش های حیرت آور شیمی(تصویر متحرک)
برای دیدن تصویر متحرک آزمایش بر روی لینک های نمایش کیلیک بکنین
http://topnop.ir/showgif.php?det=201308/tpn7659|L2xhcmdlL2pleDB3RzhZNE8uZ2lm
http://topnop.ir/showgif.php?det=201308/tpn7659|L2xhcmdlL3hyZUtSdmVTYnguZ2lm

شعبدهباز در حضور مردم مايعي را در گودي دستش ميريزد. و بيآنكه به آن كبريت بزند، شعله آتش در كف دستش زبانه ميكشد. او در جلو سن قدم ميزند، و بدون احساس ناراحتي با تماشاگران صحبت ميكند، تا مايع تمام شود، و شعله فروكش كند. سپس دستش را با يك دستمال پاك ميكند، و به ادامه برنامهاش ميپردازد. چگونه اين كار ممكن است؟
در اينجا شعبدهباز از علم شيمي استفاده ميكند، و هرگز از چشمبندي و مهارت دست، و وارونه جلوهدادن حقايق بهره نميبرد. شما نيز اگر علاقمند به اين گونه نمايشات علمي هستيد، كافي است كه ابتدا 12 میلی لیتر سولفيدكربن و 8 میلی لیتر تتراكلريدكربن تهيه كنيد. ابتدا آنها را خوب با هم مخلوط كنيد. سپس بدون اينكه كسي متوجه شود، دست خود را روي بخاري نيمگرم، و يا آجري كه روي اجاق برقي قرار دارد – و نظاير آن – گرم كنيد، و آنگاه مخلوط را در گودي دست خود بريزيد، در مدتي خيلي كوتاه مايع شروع به شعله كشيدن ميكند، البته اين سوختن با بوي خيلي زننده همراه نيست، و حتي ميتوان در داخل ساختمان نيز به اجراي آن اقدام كرد.
يادآوري ميكنيم، در صورتي كه موقعيت مناسب نباشد، تا شما قبلاً دستتان را تا آن حد گرم كنيد، ميتوانيد مايع دست خود را به كمك يك لوله شيشهاي مشتعل سازيد. يعني لوله شيشهاي را مدت كوتاهي روي شعله اجاق گاز بگيريد و داخل مايع قرار دهيد. اگر مواد تازه و مؤثر باشند، اين روشها براي مشتعل كردن آن كافي خواهد بود. در غير اينصورت كبريت بكشيد، و به فاصله كمي از آن نگه داريد، مايع شعلهور خواهد شد، اما دست شما آنقدر گرم نميشود، كه غيرقابل تحمل باشد.






عجیب است که ما انسان ها از هر جهت تا به این حد هوشمند هستیم. فضا
و ساختمان اتم را کشف می کنیم اما از ماهیت خودمان اطلاعی نداریم یا
درک درستی نداریم .
یوستین گوردر
به دنبال خدا نگرد ؛
خدا در دیر و بتکده و مسجد نیست ،
لابلای کتاب های کهنه نیست
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دوری از انسانها نگرد .
آنجا نیست
خدا در دستی است که به یاری می گیری .
در قلبی است که شاد می کنی،
در لبخندی است که به لب می نشانی .
در فاصله نفس های من و توست که به هم آمیخته .
در قلبیست که برای تو می تپد
در میان گرمای دستان ماست که به هم پیچیده.
خدا در قلبی است که شاد میکنی ...
پس دوست من وقتی با شادی میتوان خدا را هر لحظه تجربه کرد چرا شاد نباشیم؟

هیچ وقت نباید به اجبار خندید
گاهی باید تا نهایت آرامش گریه کرد
تبسم بعد از گریه از رنگین کمان بعد از
باران هم زیباتر است.قبل ازاینکه درمورد راه رفتن کسی قضاوت کنید
اول باکفش های او راه بروید بعد قضاوت کنید
....................................................
اگه ۲۴ساعت نامرئی شی چیکار میکنی؟؟؟؟؟![]()
گروهی از پژوهشگران ایرانی به سرپرستی دکتر اردشیر قوامزاده
میگوید که آرسینیک تری اکسید (Arsenic trioxide) را میتوان به عنوان خط
اول معالجه سرطان (سرطان حاد خون) بکار گرفت. آنها دریافتند که پس از دو
دوره درمان ، علائم بیماری در بیش از 90% از 62 بیمار مورد مطالعه کاملا
ناپدید شد. آرسینیک تری اکسید ، هم اکنون در بسیاری از کشورها به عنوان خط
دوم معالجه سرطان خون بکار میرود. سالانه 20 هزار نفر در سراسر جهان به
بیماری سرطان خون مبتلا میشوند.
براساس این مطالعه که در سازمان اروپایی تحقیقات و معالجه سرطان در ژنو
عرضه شد، این شیوه میتواند برای معالجه سایر سرطانها ، مانند نوعی سرطان
مغز استخوان موثر باشد. آرسینیک تری اکسید ، از طریق ایجاد تغییراتی در
سلولهای سرطانی که باعث مرگ آنها میشود، عمل میکند. پژوهشگران گفتند که
همچنین به نظر میرسد، این ماده ژنی را که مسئول تولید یک پروتئین معیوب است، تصحیح میکند. تولید این پروتئین منجر به سرطان خون میشود.
هر کجا هستم باشم
آسمان مال من است
پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچهای غربت؟
جمله خودم :
برای داشتن چیزهایی که تا به حال نداشتی
کسی باش که تا به حال نبودی
آیا ظروف تفلون برای سلامتی مضرند یا نه؟
امروزه استفاده از ظروف تفلون یا نچسب بسیار معمول شده است و تقریبا همه ما از این ظروف برای آشپزی استفاده میکنیم، بدون آن که بدانیم استفاده ی نادرست از این ظروف ممکن است خطراتی برای سلامتی ما داشته باشد.
چگونه این ظروف، نچسب می شوند؟
ظروف تفلون یا نچسب در واقع همان ظروف آلومینیوم یا استیل هستند که با ماده خاصی به نام پلی تترا فلوئورواتیلن (Polytetrafluoroethylene) که به اختصار (PTFE) نامیده میشود، پوشیده میشوند. این ماده سبب میشود که مواد غذایی به ظرف نچسبند، به همین دلیل به آنها ظروف نچسب میگویند.
استفاده از متانول در رایانه ها و تلفن ها
از انجا که متانول به عنوان یک مایع به علت جریان فراساختاری به اسانی جاری می شود احتمالا به یکی از نخستین سوخت ها برای سلول های سوختی خواهد شد.
جیمز مک کراث پروفسور شیمی در ویرجینیاتک توضیح می دهد که ساده ترین الکل است هنگامی که به عنوان سوخت به کار می رود به کمک اب رقیق می شود. در یک سلول سوختی مولکول متانول-اب یک الکترون از دست می دهد. سپس اب و پروتون از غشای تبادل پروتونی می گذرد تا به محفظه ی دوم برسند.در این بخش است که اب و کربن دی اکسید به عنوان فراورده های جانبی تولید می شود.
مک کراث بر این باور است که سلول های سوختی مجهز به سوخت متانول را می توان پیش از سلول سوختی مصرف کننده ی هیدروژن توسعه داد.او می گوید "با استفاده از جریان فراساختاری یک مایع اسان تر از گاز جاری می شود"
متانول دارای غلظت مشابه با سیال های پاک کننده ی شیشه ی با همان غلظت مورو نیاز رایانه ها و تلفن ها را فراهم کند.
مک کراث می گوید"ظرفی از متانول به اندازه ی مخزن جوهر چاپگر یک رایانه می تواند انرژی لازم یک دستگاه تلفن را به جای چند ساعت به مدت چند روز تامین کند
ای کاش حلال یاد تو ، مرا از ناخالصیهای وجودم (مثل غرور ، خودخواهی و...) جدا کند و ای کاش بتوانم به همه دنیا بگویم که تو زیباترین حقیقتی هستی که میتوان به آن رسید. وجود نا متناهی تو در هر طیفی پیداست و آنچه که مولکولهای هستی را به هم پیوند میدهد، تنها به دلیل عشق پیوستن به توست. ای نور جاوید و ای منبع امید ، مرا از عشق پیوستن به خودت هیچگاه بینیاز مکن .
چرا بيهوده پنداري شب و روز ؟ چرا حسرت چرا صد آه جان سوز؟
مگر گاز نجيبي گوشه گيري ويا اكسنده اي كاهش پذيري
چرا پيوند ايمان را بريدي ؟ مگر عالم تر از خالق تو ديدي؟
تفكر كن به هر برگي كه خواني كه شايد ارزش خود را بداني
تو با ارزش تر از الماس هستي چو دل داري پر از احساس هستي
جهان چرخد به گرد هسته او همه ذرات شده وابسته او
چو يك دم ذره اي از او جدا شد همان دم او عدم شد بر فنا شد
اگر زینب نبود...
سِر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود
چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود
زخمه زخمی ترین فریاد، در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می ماند اگر زینب نبود
در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ
در گلوی چشم ها می ماند اگر زینب نبود
ذوالجناح دادخواهی، بی سوار و بی لگام
در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود
در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب
پشت کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود

محرم آمد و دلها غمین شد / غم و عشق وبلا با هم اجین شد
حسین آماده بهر جانفشانی است / دوباره فاطمه قلبش حزین شد . . .
هیچ چیز در طبیعت
برای خود زندگی نمیکند
رودخانه ها آب خود را مصرف نمیکنند
درختان میوه خود را نمی خورند
خورشید گرمای خود را استفاده نمیکند
ماه ، در ماه عسل شرکت نمیکند
گل ، عطرش را برای خود گسترش نمیدهد
نتیجه :
زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است...
ما چقدر زود باور هستیم
دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت
او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این خواسته خود دلایل زیر را عنوان کرده بود :
مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می شود
یک عنصر اصلی باران اسیدی است
وقتی به حالت گاز در می آید بسیار سوزاننده است
استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می شود
باعث فرسایش اجسام می شود
حتی روی ترمز اتوموبیل ها اثر منفی می گذارد
حتی در تومورهای سرطانی نیز یافت شده است
از ۵۰ نفر فوق ۴۳ نفر دادخواست را امضا کردند
و۶ نفر به طور کلی علاقه ای نشان ندادند
! اما فقط یک نفر می دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است
عنوان پروژه دانشجوی فوق : ماچقدر زود باور هستیم
از شیمی آموختم ...
من از چرخش الکترون ها به دور هسته آموختم که کل جهان به دور مرکز هستی می چرخد و از حرکت پیوسته ذرات چه ارتعاشی چه انتقالی یا دورانی که ثبات و سکون در آفرینش راه ندارد و پیوسته در مسیر تغییر و تحول و تکامل هستیم.
از شیمی آموختم که هر چه فاصله ما از مرکز آفرینش وخالق هستی بیشتر باشد ما و نیستی ما آسانتر خواهد بود همانطوری که جدا کردن الکترون از دورترین لایه اتم آسانتر است.
درویشی کودکی داشت که از غایت محبّت، شبْ پهلوی خویش خوابانیدی.
شبی دید که آن کودک در بستر می نالد و سر بر بالین می مالد.
گفت: ای جان پدر چرا در خواب نمی روی؟
گفت: ای پدر! فردا روزِ پنج شنبه است و مرا متعلّما (درس های) یک هفته پیشِ استاد عرضه می باید
که از بیم در خواب نمی روم مبادا که درمانم.
آن درویش صاحب حال بود.این سخن بشنید به فکر فرو رفت و.
چون با خود آمد گفت: واویلا، ؛ کودکی که درسِ یک هفته پیش معلّم عرض باید کرد شب در خواب نمی رود
پس مرا که اعمالِ هفتاد ساله پیش عرشِ خدا در روز مظالم (قیامت) بر خدایِ عالم الاَسرار عرض باید کرد حال چگونه باشد؟